ارث در ائين يهوديان

ارث در ائين يهوديان
موکل اينجانب اقاي مهندس اسماعيل که از اقليتهاي ديني(يهودي) مي باشند براي انحصار وراثت به اينجانب وکالت دادند که در اثناء رسيدگي و به دستور دادگاه استعلامي از مرجع ديني انان براي تعيين مقدار ارث انجام شد. براي من جالب بود که در ائين يهودي (کليمي) دختري که ازدواج کند از ماترک و اموال پدر ارث نمي برد و هر انچه که مانده است متعلق به پسران مي باشد . و اگر در بين وراث دختري باشد که ازدواج نکرده باشد فقط يک دهم اموال پدر به عنوان ارث به او مي رسد و بقيه بنحو مساوي بين پسران تقسيم مي شود. البته در خصوص نخست زاده هم مطالبي در استعلام امده بود که من متوجه نشدم .

تعجب !!
چه مرد نازنيني است اين اقاي رئيس دادگاه شهر رودهن و دادرسش چقدر به وکيل احترام مي گذارند!! در اين چند سال به قدري توهين از قضات محترم شنيده و در نزد موکلانمان تحقير شده ايم که هر گونه رفتار محبت اميز و توام با احترام از سوي قضات را به ديده تعجب و حيرت مي نگريم . بارها پيش امده که با فرياد قاضي ، سرباز دادگاه وکيل را از اطاق محکمه بيرون انداخته اند. همين چند روز قبل که اقاي قاضي در پرودنده تصادفي قرار وثيقه صادر کرده بود اما براي اينکه مقصر را در زندان نگه دارد وثيقه را قبول نمي کرد من طي لايحه اي از ايشان تقاضا کردم علت عدم قبول وثيقه را کتبا مرقوم بفرمايند. تا وارد اتاق شدم و با نهايت ادب سلام کرده و گمانم دستم را به سينه گذاشته و براي نشان دادن احترام خم شدم ( ذليل بودن و خوار شدن از اين بيشتر !!) . دارس محترم در يکي از شعب دادگاه تهران با غضب فرمودند :اقاي وکيل اين ترفندها را ما هم بلديم تا مقصر حادثه خودش را معرفي نکند من وثيقه را نمي پذيرم .شما هم هرکاري دوست داري بکن ! سرباز سرباز ! ( يعني سرباز بيا اين اقا را بنداز بيرون!!). و بعد لايحه مرا بدون اينکه دستوري بدهد بطرفم پرت کرد ! من هم از شدت عصبانيت لايحه را در جلو قاضي ريز ريز کردم و چند تا فحش به خودم و به دستگاه واحتمالا به مادر عزيزم ...!!!
بياد اين شعر افتادم که:
گنه کرد در بلخ اهنگري به شوشتر زدند گردن مسگري !!
راننده مقصر که در گزارش پليس را نيزحسنعلي ذکر شده با تمام مشخصات سجلي از صحنه فرار کرده حالا اقاي قاضي مالک ماشين را که پيرمردي شصت ساله است را دربازداشت نگه داشته است .!!
اما امروز در دادگاه رودهن از رفتار رئيس دادگاه که شخصي است بنام اقاي رضوانمنش و دادرسش اقاي کرمي صرف نظر از اينکه دعواي مرا در دادرسي فوري نپذيرفتند حقيقتا متعجب شدم . چرا که با نهايت ادب جواب سلامم را دادند و با حوصله توضيحاتم را استماع نمودند و در پايان نيز دستور دادند برايم چاي بياورند. ( اگر از همکاران وکلاء اين مطلب را بخوانند احتمالا باور نمي کنند) . البته در شهرهاي کوچک ممکن است رابطه وکيل و قاضي واقعا دوستانه باشد . ولي در تهران عرض مي کنم اگر وکيلي پيدا کرديد که بگويد در فلان شعبه قاضي جواب سلامش را بدرستي داده جايزه داريد.!!( عنايت داريد که اين حکم به استقراء ناقص صادر شده است !!)

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٢


 

البته با اجازه استاد پاريزی به منزل جديد در بلاگ اسکای منتقل خواهيم شد تشريف بياوريد
www.vakiledadgostary.blogsky.com

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢


 

خدا حافظ پرشين بلاگ لطفا تشریف بیاورید به بلاگ اسکای به نشانی:

::www.vakiledadgostary.blogsky.com

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢


 

خدا حافظ پرشين بلاگ لطفا تشریف بیاورید به بلاگ اسکای به نشانی:

::www.vakiledadgostary.blogsky.com

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢


وکيل دادگستری

.

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢


ارث و مشکلات بعدی !!

پیرمرد هنگامی که فهمیده بودآخرین روزهای زندگی اش را سپری می نماید تنها باغی که جد اندر جد نشان خانوادگی انها بحساب می امده است را به همسر دومش می بخشد. از این همسر فقط یک دختر یازده ساله باقی مانده و چهار پسر از همسر اول که در میانسالی فوت شده جزء ورثه پیرمرد بشمار می ایند. بندگان خدا چه اصراری می کردند که من وکالت انها را قبول کنم شاید که وصیتنامه تنفیذ شده پدرشان را مخدوش کرده و سهمی از باغ به انها برسد. البته پدر چنانکه تعریف کردند چند سالی به بیماری سختی دچارشده که تروخشک کردن وی از طاقت فرزندان بیرون بوده و هیچیک از پسران حاضر به تیمار پدر بیمار خویش نبوده اند اما همسر دوم نه به طمع ارث که براساس خوی انسانی خویش تا اخرین لحظه زندگی پیرمرد بر بالین وی حاضر بوده و انچه در توان داشته در خدمت بیمار گذارده است. پیرمرد به پاس این همه از خودگذشتگی و ایثار همسرش کل باغ را به ایشان بخشیده اند و اکیدا یاد اوری کرده اند که وراثش هیچگونه حقی دران ندارند. البته دادگاه مستندا به ماده 843 قانون مدنی که می فرماید:
"وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست مگر به اجازه وراث اگر بعض از ورثه اجازه کندفقطنسبت به سهم او نافذ است "
وصیت انمرحوم را فقط تا ثلث اموال تنفیذ کرده و درما بقی ماترک پسر دو برابر دختر ارث می برند. از ان مرحوم منزلی نیز باقی مانده که از نظر قیمت احتمالا دو برابر ان باغ ارزش ریالی دارد. بنا براین همسر دوم کل باغ را از طریق وصیت مالک خواهد شد و از منزل نیز سهم الارث خویش را خواهد برد.
راستی این بلاگ اسکای چه مکان جالبی است در انجا نیز صفحه ای دارم به نشانی :
www.vakiledadgostary.blogsky.com

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٢


تمديد قرار بازداشت

دراتهام قتل عمدي دادگاه الزاما براي متهم مبادرت به صدور قرار بازداشت مي نمايد. قرار بازداشت سنگين ترين قرار تامين است که براي متهم صادر مي شود. براي صادق و مينا که فعلا متهم به مشارکت در قتل هستند قرار بازداشت صادر شده است . منطبق بر قانون با انقضاء هر ماه مي بايست قرار بازداشت موقت تمديد گردد. يعني اگر قاضي ضرورت بازداشت متهم را احراز نمود نمي تواند متهمي را از اول دستگيري تا انتها دادرسي با صدور قرار بازداشت بدون مدت در زندان نگه دارد بلکه براي رعايت حقوق متهم ، دادگاه بايد بازداشت موقت را براي يک ماه صادر نموده و به متهم ياد اوري کند که وي مي تواند به قرار صادره اعتراض نمايد .رسيدگي به اعتراض متهم به قرار بازداشت در دادگاه تجديد نظر رسيدگي خواهد شد.به موکل ياد اوري کردم که اعتراض ما جزء اينکه پرونده را از دسترسمان خارج کند نتيجه ديگري ندارد بنا بر اين بهتر است که به قرار اعتراض نکنيم و نکرديم .فعلا پرونده مقيد به وقت احتياطي شده تا پس از وصول نظريه پزشکي قانوني وقت رسيدگي معين گردد.
افزايش ديه!!خوشبختانه قيمت هر نفر شتر براي امسال با افزايش سي هزار تومان به يکصدو هشتاد هزار تومان رسيد . بنا براين ديه يک مرد مسلمان برابر صد شتر به مبلغ 18/000/000خواهد بود. وديه زن مسلمان نصف مبلغ مذکور يعني 9/000/000 مي باشد. اين دستور عمل به دواير اجراي احکام دادگستري براي اجرا از اغاز سال جديد ابلاغ شده است.

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٢


طمع زیاد به خونبها (دیه) !!

پدر و پسری یک ساله در حادثه تصادفی هر دو فوت شده اند . وراث انها عبارتند از همسر متوفی که مادر پسر نیز می باشد و پدر و مادر متوفی که پدر بزرگ و مادر بزرگ پسر نیز هستند. مادربزرگ که هم پسر و هم نوه اش را از دست داده به این بهانه که عروس جوان انها بعد از چندی یاد و خاطره پسرش را فراموش می کند به توصیه شخص جاهلی در دادگاه
مدعی شد که هنگام تصادف اول کودک فوت شده بعدا پدرش . و بر این ادعا دلایلی نیز به دادگاه ارائه کرد. نتیجه چنین ادعائی در صورت اثبات این می شد که قسنت اعظم دیه کودک به عنوان ارث به پدرش می رسد و چون پدر هم فوت شده در نتیجه دیه کودک و پدرش به پدر بزرگ و مادر بزرگ خواهد رسید. و اما عروس که از این فکر شیطانی مادر شوهرش به شدت عصبانی شده بود به هر قیمتی می خواست که خانواده همسرش از دیه مرحوم شوهر و کودک یک ساله اش ریالی دریافت نکنند. خوشبختانه خواسته ایشان منطبق با قانون بود من وکالتش را پذیرفتم اولا در دادگاه به شهودی که مادر شوهر بعنوان احد از ورثه معرفی کرده بود ایراد کردیم و دادگاه نیز ایراد ما را پذیرفت بنا بر این ادعائی مادر شوهر را مقرون به صحت ندانسته و انرا مردوود اعلام کرد . تا اینجا یک دیه کامله در خصوص طفل مقتول به عروس تعلق گرفت. و اما در خصوص دیه همسرش که مادر شوهره ! خیلی منتظر دریافت ان بود اینجانب ابتدئا با دستور موقت مانع پرداخت ان شده سپس دادخواستی به خواسته مطالبه مهریه از ماترک مرحوم متوفی تقدیم کردم.دادگاه ابتدائا با شک وتردید به قضیه نگاه می کرد و معتقد بود که خونبها یا همان دیه جزء ماترک محسوب نمی شود که دیون متوفی از ان اسیفاء گردد ؟؟!
ریاست محترم دادگاه که البته کمی از من بیسوادتر بود!! می فرمودند در ورامین چنین خواسته ای را رد کرده و تجدید نظر نیز رای ایشان را پذیرفته است !. تعجب نکردم ازاین اجتهادات در مقابل نص بسیاردیده و می بینیم .مقاله مفصلی از جواهر الکلام و تحریر الوسیله امام خمینی و منهاج ایت الله خوئی نوشته بودم که همگی دیه را ماترک دانسته بنابر این اداء دیون متوفی از خونبها جایز و لازم می دانستند.بنا براین با استناد به ماده 225 قانون امور حسبی که می فرماید:
دیون و حقوقی که به عهده متوفی است بعد از هزینه کفن و دفن و تجهیز متوفی و سایر هزینه های ضروری از قبیل هزینه حفظ و اداره ترکه باید از ترکه داده شودو ماده 226 همان قانون که اداء مهریه زن را جزء دیون مرجح و در طبقه چهارم قرار داده است مهریه عروس جوان را از محل دیه مرحوم همسرش اخذ نموده تازه پنج میلیون تومان نیز طلب کار شدند. دماغ پیر زن سخت می سوخت و چند بار با واسطه و یک بار نیز بی واسطه در دادگاه از من خواهش کرد که پول خون پسرش و نوه اش را به حلقوم ان دختره جلف نریزم !! و من ریختم .

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٢


گزارش ديگری از پرونده صادق و مينا...

در پرونده قبلي خانواده صادق اصرار داشتند که من وکيل تعييني براي متهم باشم.انان تصور مي کردند که وجود وکيل در پرنده اي هر غير ممکن را ممکن مي سازد! براي انان توضيح دادم که اقارير متهمان بقدري روشن و واضح است که وجود يا عدم وجود وکيل هيچ تاثيري در مجازات مقرر قانوني نخواهد داشت . البته نکات مبهمي وجود دارد که در صورت توجه دادگاه و اثبات ان بي تاثير در مجازات نخواهد بود . مثلا : مسلوب الاراده شدن قاتل در اثر قرص و يا ...، به هر حال من وکالت تعييني را نپذيرفتم و توصيه کردم که هزينه اضافي نکنند و اجازه بدهند که دادگاه روند عادي خود را در تحقيقات ادامه دهد. روشن است که بندگان خدا فرق وکيل تسخيري و تعييني را مي فهمند. اگر بنده ادعا کنم همان پيگيري هاي که وکيل تعييني درپرونده هاي مربوط به خود دارد را وکيل تسخيري نيز دارد ادعاي گزاف و بدور از واقعيت است. اگر چه همکاراني که به وکالت تسخيري معين مي شوند تمام تکاليف قانوني خويش را انجام مي دهند.اما در وکالت تعيني از انجائي که عمل وکيل تبرعي نيست و در مقابل ان حق الوکاله اي دريافت مي کند بنابر اين بنوعي خود را مسئول دانسته و تمام تلاش خود را در احقاق حق موکلش بکار مي برد.
تکمله !!
مستفاد از ماده186 قانون ائين دارسي کيفري داشتن وکيل تسخيري حق هر متهمي است ولو اينکه اتهام از درجه خلاف باشد وبه عبارتي اگر سارقي يک تخم مرغ دزديده باشد قانونا حق دارد که از وکيل تسخيري استفاده نمايد .ماده مذکور چنين مي فرمايد:
- "متهم مي تواند از دادگاه تقاضا کند وکيلي براي او تعيين نمايد،چنانچه دادگاه تشخيص دهد متهم توانائي انتخاب وکيل را ندارد از بين وکلاي حوزه قضائي و در صورت عدم امکان از نزديکترين حوزه مجاور وکيلي براي متهم تعيين خواهد نمود و در صورتي که وکيل درخواست حق الوکاله نمايد دادگاه حق الزحمه را متناسب با کار تعيين خواهد کرد و در هر حال حق الوکاله تعييني نبايد از تعرفه قانوني تجاوز کند، حق الوکاله ياد شده از رديف مربوط به بودجه دادگستري پرداخت خواهد شد."
اما تبصره يک همان ماده تعيين وکيل تسخيري براي متهمين به جرائم خاص را الزامي شمرده چنانکه اگر حکم بدون حضور وکيل صادر شود از درجه اعتبار ساقط و از موارد نقض در تجديد نظر خواهد بود.تبصره يک ماده فوق الذکر چنين مي فرمايد:
"- در جرائمي که مجازات ان به حسب قانون ،قصاص نفس،اعدام،رجم،و حبس ابد مي باشد چنانچه متهم شخصا وکيل معرفي ننمايد تعيين وکيل تسخيري براي او الزامي است مگر در خصوص جرائم منافي عفت که متهم از حضور يا معرفي وکيل امتناع ورزد."
گزارش مختصر این پرونده در سایت حادثه نیز درج شده است.

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٢


دوست پسر و دختر در انتظار اعدام!!

بنام خدا
همکار محترم جناب اقاي ...پرستو وکيل پايه يک دادگستري ، حسب درخواست شعبه اول دادگاه عمومي شهرستان ... در پرونده کلاسه ... مبني بر معرفي وکيل تسخيري ، بدينوسيله جنابعالي را بعنوان وکيل تسخيري متهم صادق ... تعيين ومعرفي مي نمايد. کانون وکلاء مرکز
صادق و دوست دخترش مينا در يکي از شهرستانهاي تابع استان تهران زندگي مي کنند ، موکل من صادق جواني ست ريز نقش که در نگاه اول وي را نوجواني پانزده يا شانزده ساله مي بيني، بتازگي از خدمت سربازي بازگشته است. مينا اما چند سالي از صادق بزرگتر و دختري متهور و در سن خود با تجربه مي نمايد. او مدت سربازي صادق را به اميد ازدواج با وي به سختي تحمل کرده است. مينا محجوب و سر بزير نيست ، اين تصويري ست که ما از هر دختر ايده ال در ذهن خود داريم اما وي پرخاشگر و سوال کننده و بي قرار بنظر مي رسد. به دلايلي صادق که تازه اولين ماه اتمام سربازي را پشت سر گذاشته از خواستگاري مينا طفره مي رود ، اين برخورد سرد همراه با بي تفاوتي که صادق در امر ازدواج نشان مي دهد اتش انتقام را در درون مينا شعله ور مي کند .مينا با حيله هاي مخصوص خود صادق را مجاب مي کند که بعلت الوده شدن به ويروس ايدز بهتر است هر دو خودکشي کرده و از زندگي توام با تحقير و سرزنش ديگران اسوده گردند . داستان اين الودگي به ويروس نيز مفصل و از حوصله اين گزارش مختصر بيرون است. با قرار قبلي که بعضي از افراد خانواده مينا نيز در جريان ان قرارمي گيرند اين دو دوست از خانه فرار مي کنند .از داروخانه اي در تهران با التماس و خواهش مينا پنجاه قرص قوي ديازپام خريداري مي کنند و به قصد خودکشي راهي يکي از روستاهاي شرق تهران مي شوند.
صادق نصف از قرصها را با يک ليوان شير !! سر مي کشد . و مينا نيز قرصهائي که وانمود مي کرده همان قرصهاي خريداري شده است را مي بلعد. هر دو در درون قهوه خانه اي در کنار جاده منتظر عواقب خودکشي خويش! بوده اند اما اخر وقت است و هنگام بستن قهوه خانه،لذا به اجبار درکنار جاده مي ايستند، پيکاني به تصور اينکه اين دو تن قصد سفر دارند در کنار انان مي ايستد. صادق و مينا سوار مي شوند هنوز چند کيلومتري طي نشده راننده که پير مردي موي سپد بوده به رفتار انان مشکوک شده ، و با توقف در کنار جاده از انان مي خواهد که پياده شوند، جر و بحث شروع مي شود مرحوم راننده درب ماشين را باز کرده و با توسل به زور قصد بيرون انداختن صادق و مينا را مي نمايد ، مينا بر سر پير مرد چنگ انداخته و صادق با ضربات چاقو بر پيکر نحيف وي ، راننده لجوج را از سر راه بر مي دارند .اينک دوقاتل و جنازه ي در مقابل که ظلمت و تاريکي شب وحشت و هراس را صدچندان نموده است، صادق فرمان را به دست گرفته و بي هدف مي راند کمتر از ده ساعت طول نمي کشد که اين دو دوست که در دامنه کوهي به انتظار مرگ نشسته بودند دستگير شدند، و اينک در انتظار اعدام....

  
نویسنده : وکیل دادگستری ; ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ فروردین ،۱۳۸٢